
من یک چهار دیواری دارم
و روزهایی.
روزهایی که روشن اند،افتابی
منتظرند،با بی تابی
نگاهم به پائین و
دلم به اسمان
جسمم در این جاو
جانم دل نگران
سری دارم با هزار سودا
و اهنگی...اما بی صدا
در این شور وهیاهو
که هرکس دارد سری با او
من نیز او را می جویم،
در خواب و بیداری
در همین چهار دیواری
من یک چهار دیواری دارم.......
